خانم پزشک

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل



من قهوه زیاد میخورم ، یه شیشه خالی قهوه تو اتاقم و کنار وسایلم رو کتابام گذاشته بود یادم رفت بندازم دور ،شیشه کج و کوله و خوشگلی داره ، مادر بزرگم تشریف اورد ؛ همین که وارد اتاقم شد شیشه رو دید ، با جیغ جیغ گفت بچه پروو بیتربیت از اینا میخوری هاان؟!!! چشمممم روشن !!! گفتم مادر جون چی خوردم ؟! میگه از این نجسی ها !!! میگم عه مادر جون نجسی چیه سرکارم گذاشتی ؟!میگه من باهات شوخی دارم بچه ؟؟! این شیشه چیه اگه رراست میگی هان؟!!! گفتم مادر من شیشه قهوست بخدا مشروب نیست ، میخوای درشو باز کن ببین بوی قهوه میده ! درشو باز کرد بوش کرد خیالش راحت شد .

من هی با خودم غر میزدم خودش رفته خورده فکر میکنه.منم مثه خودشم !!! گفت چی داری میگی با خودت ؟! گفتم هیچی مادر جان دیدی قهوه بود ؛ از وقتی یه بار مست کردی هی به همه شک میکنیاااااا!!! نمیدونم بالش بود چی بود پرت کرد سمتم و.گفت بچه پررو.مست چیه ؟؟!! نگی جلو کسی خیال میکنن من واقعا خوردم !!گفتم یعنی نخوردی؟! یه نفس سر کشیدی عزیزم همچین حرررفه ای!! خندید گفت نگو مادر جلو کسی ؛به کارت برس و رفت !

حالا میگم جریان چیه ، یه بار مادر جون رفته بود خونه یکی از اشناهاش ، اونا مثه اینکه اهلش هستن ؛ یه شیشه نصفه تو یخچالشون بود ، مادر جونم عادت داره شب یه یه لیوان شیر یا یه لیوان دوغ بخوره که راحت بخوابه ، ساعت 1 شب بود پا میشه میره اشپزخونه اونا ، در یخچالو باز میکنه چون تاریک بود نمیبینه چی برداشته و یه لیوان بزرگ.واسه خودش میریزه بعد چند قاشق ماستم میریزه و هم میزنه ، به خیاااال خودش دوغ درست کرده ، همممشو یه نفس سر میکشه و گلوش که میسوزه متوجه میشه چی خورده !!!  جد و اباد اونا که اورد جلوچشاشون ؛ بعدش ماست و .. خورد که سوزش گلوش کم بشه و مست نشد فقط یکم گیج شده بود !!

اون لیوان بزرگی که اون خورد هر کی میخورد تا سه شبانه روز مست میموند ! مادر جونم ظرفیتش بالاست قربونش برم با این یه پیک دو پیک کوچیک که مست نمیشه که :)))))

همیشه سر به سرش میذارم سر همین موضوع . من شوخی کنم اینطوری باهاش اشکال نداره ، ولی بقیه نوه ها جراتشو ندارن پوستشونو میکنه ... !!

عاشقشم که به شراب و .. میگه نجسی ، یه شکلاتایی یکی دوستام اورد توش یکم شراب بود ، خوشمزه هم بودا ، یکیشو دادم مادر جون همین که گاز زد گفتم توش شرابه ها! همچییین تفش کرد بیرووون انگار سم خورده بود نذاشت منم بخورم همه رو انداخت :/ ، خیلی قیافش با مزه شده بود . البته به خدمتم رسید بعدش ...

فعلا..


ãäÈÚ

مشخصات



فکر نمیکردم بابام اینقدر با دیدن نماز خوندن من خوشحال بشه !!!

خیلی جالب ذوق کرد وقتی با چادر نماز منو دید ، من داشتم نماز میخوندم از بیرون اومد در اتاقمو باز کرد وقتی دیدم گفت دردت به جونم باباجان !!! من.عاشششق بابامم . تعجب کرد خیلی البته ، چون من ادم مذهبی نیستم و البته هم تا حالا منو با چادر نماز ندیده بود اخه دوسه روزه شروع کردم نماز خوندن !!

اینقدر با این چادر سفید گلی ها بامزه میشم که نگو ، عین این دختر بچه ها که چادر مامانشونو سر کردن ،همشم موهام میریزه بیرون !اشکال نداره یاد میگیرم بالاخره :))))


ãäÈÚ

مشخصات



...ﺳﯿﻤﯿﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎﻧﯽ :
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﻨﻮﻁ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎ
ﻧﮑﻦ .. ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯼ
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺎﺑﯽ ﻭ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ ...
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ،
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺧﯿﺎﻻﺗﯽ
ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .. ﻫﻮﺍ ﺑﺮﺷﺎﻥ
ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﯽ ﺟﺎﯾﯽ
ﺑﺮﺍﯼ
ﮐﺸﻒ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼ .. ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻪ
ﻣﻬﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺗﻐﯿﯿﺮﺕ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ . ﺁﻥ ﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻭﮔﺎﻧﮕﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ.
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ
ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ..
ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻟﺖ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﻮﯼ
ﻣﮕﺬﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺑﺎﺷﺪ ..
ﺑﺎ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺕ،،ﺣﻔﻆ ﻇﺎﻫﺮ
ﮐﻦ ..
ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮ
ﻫﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ، ﺭﻧﺠﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ ...
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ
ﺗﺮﺱ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ
ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ...
ﺩﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ
ﺗﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﯽ
ﮐﺴﯽ ﺍﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﻣﺎﺩﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻩ
ﺑﺎﺷﯽ.......


ãäÈÚ

مشخصات



یه چیز با مزه بگم ،
داداشم بیرون بود باهاش تماس گرفتم گفتم یه دست کامل دندون مصنوعی خوناشامی بگیر بیار واسم ، گرفت اورد .
گذاشتم تو دهنم عکس گرفتم ، موهامم از حموم که اومدم شونه نزدم نا مرتب ریخته بود دورم ، دوندونام تو دهنم بود یادم رفت در بیارم ، نمیدونم رفتم چیکار کنم فکر کنم رفتم اب بخورم ؛ مامانم یه چیزی گفت خندیدم ؛ نگاش که افتاد به دهنم یهو ترسید ، یه جیغ کوچولو زد خودشو کشید عقب ؛ منم خندم گرفت خب ، بعد ش مامانم با عصبانیّت شدید بهم میگه ، بی صاحاب تو کی میخوای بزرگ بشی سکتم دادی ؟!!!:))) ایشالله طرحت بیفته یه جا دوووری که بری دوسال نبینمت !!! وقتی مامانم اینطوری میگه بیشتر خندم میگیره بعد مامانم عصبی تر میشه .!
بابام تو سالن پذیرایی بود ، خیلی شیک.رفتم کنارش گفتم بابا یه چیز بگم ؟! گفت جانم بگو ؟! گفتم بابا مامان بهم گفت بی صاحاب بعدم زدم زیر خنده!!
خندید گفت اذیت نکن مامانتو ...
اصن عاشق مامانمم وقتی عصبانیه !!
بعله من از اینکارام زیاد میکنم منتهی نمیگم به کسی !!


ãäÈÚ

مشخصات



دلم گرفته ...

چه خوش است راز گفتن ، به حریف نکته سنجی       که سخن نگفته باشی؛ به سخن رسیده باشد ..!

+ شعر از بیدل دهلوی بود که خیلی قشنگ و با معناست ، منتهی برای من که هنوز حریف نکته سنجی وجود نداره ، بهتره این شعر وشاعری رو بزارم کنار مثه یه بچه خوب دلمو وا کنم از این گرفتگی در بیادوو برم سراغ کارم ؛این لوس بازیا رم همینجا تمام کنم !! افرین دختر خوب!

ولی گرفته دلم ....:)


ãäÈÚ

مشخصات



یه بار یه بنده خدایی میخواست به من پیشنها د دوستی بده مثلا ، خوب من استاااد پیچوندنم چون خیلی پیش امده برام . بنده خدا نمیدونست گیر کی افتاده!

مکالممون:

_ سلام خانم این کیف چرم واسه شماست؟!

+بله!

-شماره صاحب خوش سلیقشو میخواستم!

+شماره صاحبشو واسه چی میخوایی؟!

-که در ارتباط باشیم !

+ در ارتباط باشید برای چی؟

-که تماس بگیرم اشنا بشیم !

+اشنا بشین برای چی؟

-که بریم برای من کت شلوار بگیریم به سلیقه ی ایشون !

+کت و شلوار بگیرید واسه چی؟

-که بپوشم دیگه !

+کت و شلوار واسه چی بپوشید؟

-که وقتی با ایشون میرم بیرون خوشتیپ باشم !

+خوشتیپ باشید واسه چی؟

-من شکر خوردم !!

+شکر خودید واسه چی؟!

-واسه اینکه غلط کردم خداحافظ!!!

دلللللم خنک شدا ، تماماً سرکار بود از اولش ، بعد جدی گرفته بود!

دوستانم از خنده دل درد گرفته بودن چون من در نهایت ریلکسی و جدیدت داشتم اینا رو به طرف میگفتم اونم باور کرده بود و اخرش بدجور ضایع شد !

نکنید اینکارارو ، همینطوری نرید سراغ هر کسی واسه مخ زدن ،دیدی یهو یکی از اب در اومد که علاوه بر اینکه نتونستید مخشو بزنید سرکارتونم گذاشت !

نکنید اینکارارو...!


ãäÈÚ

مشخصات



چه خواب عجیبی دیدم ، دیشب معدم درد میکرد یه هیوسین خوردم که خواب اوره  واسه همین زود خوابیدم حدود 2 شب.

یه خواب عجیبی دیدم ؛ خواب دیدم یه بچه کوچیک حدود دوساله زیر یه پلی جایی پیدا کردم هی بغلش میکنم.میبوسمش، اصن نمیدونم کیه ، هی میپرسه بابام کو؟ مرده؟ میگم.نمیدونم مامانت کجاست؟ میگه من که مامان نداشتم!

نمیدونم.چرا بقیه هی میگن ولش کن خطرناکه اینو بغلش کن بچه خطرناکیه ! نمیدونم چرا  اینو میگن ولی هی بغلش میکنم میگم بچست کسی رو ندار گناه داره و ...

بعدم با زنگ ساعت از خواب بیدار شدم .

چه خوابی بود این ! بچه خاکی سرو لباس کهنه و قدیمی انگار میگن این یه بار مرده بود و برگشته بود دوباره ، نمیدونم انگار مریضه ، نمیدونم چرا بقیه ازش میترسن ولی من نه همش بغلمه با هیچکسم غیر خودم  جور نیست و خوب رفتار نمیکنه . نمیدونم این چه  خوابی بود ...

یه جور یکم عجیبی از یه چیزی که بقیه شاید خوششون نیاد و احساس ترس کنن من خوشم میاد و جذبش میشم ، الان فرصت نیست ولی توضیح میدم بعدا ...


ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://kanoomdoctor.blogsky.com/1397/01/28/post-17/خواب
  • کلمات کلیدی: نمیدونم ,خواب ,میگن ,بقیه ,بغلش ,عجیبی ,بغلش میکنم ,عجیبی دیدم ,خواب عجیبی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


الان هوا ابریه، عاشق هوای ابری و بارونی و سردم ..

فکر کن دونفر باشید بعد دوتا کوله کوهنوردی ، یه چادر دونفره ضد اب ، بساط چای حتما باید باشه و تجهیزات کامل کلا و یه تفنگ شکاری دولول با چنتا فشنگ 5 و دوسه تا چارپاره ! برای اطمینان دیگه بالاخره تو طبیعت و کوه  گرگ هست و خرس ممکنه !  ،  صبح خیلی زود زمان گرگ و میش هواهم ابری باشه و شاید نم نم بارون  ،برین کوه ، برید بالا تا خسته بشید حالا زیادم مرتفع نباشه ، بارونم یکم شدت بگیره ، تو دهانه ی یه غار مثلا چادر بزنین ، یه اتیش کوچولو درست کنید و بساط چای داغِ داغ ذغالی رو به پا کنید ، بعد از خودن چای و یه صبحونه که رو اتیش درست شده مثلا یه نمیروی ساده ، 2ساعت توی چادر با صدای بارون بخوابی ، بعد بیدار بشید و وسایل و جمع کنید و را بیفتیدو برید بالا تر ، بعد یه استراحت یک ساعته همراه چای ذغالی  و بیسکوییت ،راه بیفتین بیاید پایین ،  هوا که تاریک شد ، دوباره توی یه غاری  جایی چادر بزنی ، دورتا دور چادر روی زمین گازوئیل بریزی که عقربی ماری چیزی نزدیک نشه ،یه اتش کوچک  روشن کنید جلوی چادر ، و یه سگ شکاری هم همراتون باشه ، که خرسی گرگی چیزی نزدیک شد خبرتون کنه ، بعد برید تو چادر تو کیسه خواب هوشیار بخوابید تا 5 صبح که هوا گرگ و میشه ، بیدار بشی یه صبحانه  ی ساده و چای و را بیفتی بیای پایین ... آخ که ادم چند سال جوون تر میشه و چه لذتی داره بخدا...
+من قول میدم در اینده همچین صحنه ای رو برای خودم خلق کنم ، عاشق کوه رفتنم ؛ اصلا من عاشق این مدل تفریحاتم ، اینو میگم تفریح لذت بخش ، نه اینکه بری کافی شاپ و فلان.رستوران و فلان پاساژ خرید ، یا بشینی تو ماشین بری شمال ویلا یه دوروز بمونی و بیای ؛ اینا تفریح نیست بنظرم ، تفریح اینه که گفتم .
مامانم میگه سلیقت شبیه  مردای 40  سالست نه یه دختر امروزی به این سن !! چیکار کنم خب این مدل تفریحات واسم لذت بخشه ، فقط باید طرف مقابلم پایه این کارا باشه. البته با بچه سوسولای امروزی نمیشه این مدل تفریحات داشت ، اصلا روحیات من با اینا جور در نمیاد ، مثلا فکر کن طرف با تیشرت و شلوار لی بعد ابرو های برداشته و نازک تفگ دولول بندازه رو دوشش برای این مدل جایی که من گفتم !!! چقدر خنده دارو مسخرست خدایی ، اصلا اینا توان انجام همچین  تفریحاتی رو ندارن ، تفگ دولول بگیرن دست جونشون در میاد ! حالا بخوان چارپاره هم شلیک کنن مثلا به گرگی چیزی ، تفنگو میزارن زمین و در میرن و تو میمونی و گرگ ...اینه که اره اینا اصن به درد اینکارا نمیخورن، بعد اصلا ینا دووم نمیارن تو کوه و این شرایط ، مال این حرفا نیستن کلا ...
ولی من این صحنه رو خلقش میکنم .. همین الان قول میدم به خودم ...


ãäÈÚ

مشخصات



چند وقته غر نزدما .
چند سب پیش طبق معمول بیدار بودم حدود ساعت 4 صبح بود خیییلی خسته بودم ، اومدم یه نیم ساعت استراحت کنم دیدم یکی از دوستای دیوونم این پیامو فرستاد برام:
من یک زنم / هر قدر هم که ادای محکم بودن را دربیاورم / هر قدر هم که ادای مستقل بودن / و اینکه ممنون خودم از پسش برمی ایم / باز هم ته تهش / به آن سینه پهن مردانه ات نیاز دارم / به دست هایت / حتی / نمی دانی چه لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردم می کنی . . .
اینو بفرست واسه هرکی دوسش داری همین الان .
من پیام دادم بهش ، سلام ، دمت گرم الان میفرستم مرسی خیلی وقته دنبال همچین متنی هستم ، واقعا ممنون!
دوثانیه بعد پیام داد واااایییی ترو خدا راست میگی ؟ میخوای واسه کی بفرستی؟ واقعا میخوای بفرستی؟اسمش چیه؟ کیه ؟ میشناسمش؟! ترو خدا اسمشو بگو ؟ فقط اسمشو بگو بگو بگو بگو ترووخدا کیههه؟!!!
پیام دادم بهش ، باشه میگم ؛ میخوام بفرستمش واسه پدرِ پدرِ پدر جدّدددددددم که همین الان از تو قبرررر دربیاد با اون سینه ی پهن و مردونه از خیابون رد کنه منو ساعت چهار صبح!!
پیام داد مسخرم کردی؟! گفتم تو خودت مسخره خدایی هستی! بگیر بمیر بابا ساعت چهر صبح پیام داده من زنم بیاین منو از خیابون رد کنین ،بگیر بتمررگ بابا !!!
فقط گفت خیلی بدجنسی دیوونه باور کردم .
گفتم باور کن الان میفرستم واسه پدرِپدرِ پدر جدددددم باااور کن !
گفت خیلی بدجنسی دیوونه!!!
یعنی بعضی وقتا این یه کارایی میکنه که ادم بر میگرده به خدا میگه خدایا هدفت از افرینش این چی بوده ؟؟!!
اخه ساعت 4 صبح این چه پیامیه؟؟!
امشبم بیدارم ، تا هر وقت بتونم ..
فعلا ..


ãäÈÚ

مشخصات



الان یکم زمان دارم واسه استراحت .

یکی از بچه ها یه فیلم.فرستاد برام ، یه پسر 4 ساله بود با یه کیف لباس ایستاده بودتوخیابون  ، یه اقایی پرسید چرا اینجا ایستادی ؟ گفته بود بی ادبی کردم باباییم با لباسام گذاشتم اینجا گفت یکی بیاد برداره ببرتت ! مرده گفت خواهر برادر داری؟! گفت ابجی که دارم با یه دونه داداش محمدم دارم من اینام لباسامه ! گفت همش لباسه ؟! بچه گفت اره نگا باباییم خریده ! همش لباسامه . اینقدر ناز بود اصن خوردنی ! پدرش حتما همون دو برا ایستاده بود ولش که نمیکنن به امون خدا ، ولی این تربیت کردن درست نیست اخه چطوری دلش اومد بچه 4 ساله رو اینطوری تنبیه کنه ؟! حالا بچه هم ریلکس به مرده گفت منو میبری فلان خیابون  اقاهه گفت اره عزیزم میرسونمت !

حالا باباش هیچی چون مردا وقتی لج میکنن بخدا از بچه 2 ساله لجباز تر میشن ! بعضیاشون البته ؛ مامانش چطور دلش اومد ، اینقد ناز بو و چلوندنی از اینا که ادم هی دلش میخواد یهو بغلش کنه و وادارش کنه هی شیرین زبونی کنه . این تربیت کردن اشتباه بچه چهارساله رو هزار تا ادم.مریض تو خیابون هست که ممکنه اذیت کنه  .مامانش چه دلی داشتااااا.

فکر کنم جای مامانش بودم یه ثانیه ام نمیذاشتم  از تو بغلم جم بخوره ! چطوری دلتون.میاد اخه ؟! هر کاریم که بکنه بچه است !

خیلی بانمک بود ..


ãäÈÚ

مشخصات



ندا ،دختر 4 ساله ی افغان در مشهد طعمه هوس مرد 41 ساله شد !

طعمه ی هوس؛ مرد 41 ساله هوسِ بچه 4 ساله رو کرده !!!! نامرد 41 ساله ...

صریح مینویسم ، اطفال نخونن؛

اخه یه دختر 4 ساله که هنوز درست حرف نمیزنه چه لذتی داره ؟! هنوز به بلوغ جسمی نرسیده ، جسمش کامل نیست ، این چه هوسی ایجاد میکنه ؟؟؟؟؟؟!!!! بچه ی 4 ساله باید طعمه ی هوس مرد 41 ساله بشه ؟؟؟!!!! 37 سال بزرگتر !!!!

بچه 4 سالش بود ، بعد ازار و اذیت کشتش ! این انسانیته ؟!!!! حیف اسم حیوان نیست که بزارن رو این ادم ؟! سگ نجسه یا این ادما؟؟؟!!!!

یکی با بچه ی خودش اینکارو میکرد چه حالی میشد ؟! اون مردی که پدر اون دختره چه حالیه الان ؟؟؟؟؟؟؟!!!!

اگه فقط میکشتش عذابش کم تر بود تا اینکه ...

اخه بچه ی 4 ساله ؟؟؟؟!!!!!!

قاتل گفته بود نتونستم خودمو کنترل کنم !!!

نتونستم یعنی چی؟؟؟!! بچه 4 سالش بود ! نتونستی؟! کثیف تر این داریم ؟ ؟!اون بچه چه عذابی کشید ؟؟! یه بار کشتیش ولی روحش چند بار مرد؟!! چقدر ترسید وقتی تو  نتونستی؟!! دختر خودتو اینطوری کنن بعد بگن نتونستم چی ؟؟!! چه حالی میشی؟!

فقط 4 سال اخه این بچه است بچچچچچچه ،نفهم حیووون ، به قران حیف اسم حیوون ، زنده زنده بسوزوننش هم ادم دلش خنک نمیشه ...

پدر اون دختر چه حالیه الان ؟؟؟!! مادرش چی؟؟!! میگفت پشیمونم ؛ پشیمونی بچه بر میگرده ؟! پشیمونی کمر شکسته ی پدرش درست میشه ؟! پشیمونی مادرش سلامت روانیشو به دست میاره؟! پشیمونی عذابی که اون بچه کشیده از بین میره؟!

پشیمونم!! مثه سگ وقتی بترسی از اعدام اره پشیمونم میشی !

حیف اسم سگ .

یادم که میفته که گفته نتونستم جلوی خودمو بگیرم ، اتیش میگیرم بخدا ، اخه بچه 4 ساله جلو گرفتن داره ، 4 سال بابا 4 سال...

اخه نجس اشغال بچه خودتم بود نمیتونستی ؟ مثه سگ که ترسید پشیمونم شد ! اینا یه بار اعدام کمشونه بخدا کم ِ

هفت بار اعدام و بار هشتم بسوزوننش !

امیدوارم بعد از مرگ هیچ وقت ارامش نداشته باشه و در بدترین عذاب و حال قرار بگیره ،آمین !

+ تروخدا حواستون به کم سن های اطرافتون باشه ، بچه رو جایی تنها نفرستید ، چه دختر چه پسر ؛ مگه اهورا نبود ؟ پسر سه ساله ...

بخدا بچه ی 16 تا 17 ساله بزرگ نیست که تنها میره تولد و مهمونی و خرید و ...

بچه رو.ول میکنن به  امان خدا بعد که داغون شد یا مرد میزنن تو سر..

مراقب کم سن های اطرافتون باشید !




ãäÈÚ

مشخصات



یه وقتایی  به قدری خستم که تنها خواستم تو اون لحظه اینه که یکی بلندم کنه بزارم رو تختم ، حتی نای راه رفتن تا تختمو ندارم ، پخش میشم رو مبل ، شده حتی مامانم مانتومو عوض کنه بسکه حال ندارم ت بخورم ، اون موقع اصن نمیخوابم میرم تو کما !!

اون زمان احساس ارامش غلیظی دارم که به شدت می ارزه به این همه خستگی ، اعصابم ارومه که کارمو انجام دادم و تمام ؛ همین کافیه و به شدّت شیرین برای من ..

+به نظرم واجبه برای خصوصا خانما که دفاع شخصی بلد باشن ، خانما باید دفاع شخصی بلد باشن حتما .

بلدم ، شمام یاد بگیرین لازمه ، حتما ، حتما، حتما، حتما،....


ãäÈÚ

مشخصات



چند وقته غرننزدم .

امشب بیدارم تا هررجا که توان دارم ؛ اوفففف خدا وقتم ازاد بشه برم بگررردم تا جون دارم ؛ اول مشهد بعد کیش و بعد شیراز ، بهدم کلا گشت گذار به جبران همه این بیدار بودنا ،

خیلی بد غذا میخورم باید یکم حواسمو جمع کنم خیلی به خودم اسیب میزنم.اینطوری ، غذا خوردنم.هیچ نظمی داره خیلی هم قهوه میخورم که زیادش خوب نیست !

باید حواسمو جمع کنم بیشتر  و تلاش بیشتر و ..

حالت فعلا برم ..


ãäÈÚ

مشخصات



من اروم نبودم تو دوران دبیرستان ؛ درس خون بودم ولی اروم نبودم ؛ یه بار هز بسیج اومده بودن برنامه داشتن برامون یه چنتا سرباز و یه چنتا خانم محجبه .

اینا یه شئ  رو گذاشته بودن وسط یه پارچه روش انداخته بودن روش که معلوم نباشه ، بعد شروع کردن در باره ی دشمن و جنگ نرم و اینا حرف زدن ، یه سربازی بود یه کلاشنیکف رو دوشش بود خیلی جوگیر شده بود رفته بود ایستاده بود رو ماشین ، بلند گفت اینه ، این سلاح دشمنه ؛ اره این سلاحیه که تو خونه ی همه ی شماها هسسست ! کسی میتونه بگه این چیه ؟!

من دستم گرفتم بالا گفتم من بگم ؟! گفت بگو باریکلا  بگو چیه ؟! گفتم دشمن سلاح زیاد داره . جنگنده داره ، ناو داره نفربر داره تیربار داره بمب شیمیایی داره از f14که دیگه واسه اونا اسباب بازیه بگییییییر تا پیشرفته ترین جنگنده های اسپریت B2و هزاااار تا چیز دیگه ، ولی این نمیدونم چیه زیر پارچه !

پارچه رو برداشت و بچه ها با دیدن ماهواره و حرف های من ترکیدن از خنده ؛ یه سروان بود فکر کنم همراهشون خندش گرفته بود ولی سربازه عصبی شده بود گفت داری مسخره میکنی ، منم با مظلومیت گفتم خب نمیدونستم و .. قبول کردن عمدی نبوده . بعد گفت هر کی سوال داره بپرسه من دست گرفتم بالا گفتم سوال دارم ، گفت بپرس ؛ گفتم اون کلاشینکف رو دوشت تیر جنگی توشه ؟!  ساخت چه سالیه یه دقه میدی دستم ؟! ، سروانه خندید ،  سربازه عصبی  شده بود گفت مسخره بازی چرا در میاری ؟! گفتم سوال بود خب !  خدا شاهده از نگاش معلوم بود که اگه همونجا دوتا تیر میزد تو قلبم دلش خنک نمیشد !

اومدن یه فیلم تاریخی  گذاشتن ، اینقدر پروژکتور ضعیف بود ما هیچی نمیدیدم یکی از این خواهران خیلی طلبکار گفت خوبه دیگه نگاه کنین همینه که هست .! بعد گفت کیفیت چطوره ؟! منم بلند گفتم بابا دمتون گررم زدین تو گوش هررچی سینما هفت بعدیه ؛ عااااالی حرف نده فقط صداست تصویر نداریم ! بچه ها خندیدن و ایناهم غر زدن و بیرونم نکردن ، هیییشکی گوش نمیداد منم عمدا وسطش میپرسیدم اسم این چیه ؟! هاا این چیکارست ؟! و . .. خون این خواهران به جوش امده بود ، یه شخصیتی داشت اسمش محمد بود ، وسط فیلم تیر میخوره میمیره منم عمدا بلند گفتم واااااای ممّدو کشتن نامرداا ، بچه میخندیدن و...

خیلی شیطنت میکردیم یه خواهر بسیجی بود گفت که  اگه یه کلمه دیگه حرف بزنین خاموشش میکنما ، گفتم خاموش کن والا ما به زور اومدیم از خدامونه شما برید ما بریم سراغ کارخودمون !

کم اورد هیچی نگفت ماهم سال اخر بودیم پررو بودیم کلا ، یکیشون گفت بچه ها گوش کنید که دست خالی نرید بیرون یه چیزی یاد بگیرین ؛ منم رومو کردم سمت دوستام گفتم فاطی ، معصوم ، نرگس ، نادیا ، الهه و نسیم هرکدومتون یه مهر یه چادر یه تسبیح بردارید بریم که دست خالی نریم بیرون ، اخه تو نماز خونه بودیم ؛ بچه ها خندیدن این دوستای خلمم جدی جدی چادر و مهر و تسبیح برداشتن پا شدن بریم بیرون ، دوستان  محترم بسیجی که رفتن مارو هم بردن دفتر به حسابمون رسیدن .

از اینکارا زیاد میکردیم با بچه ها..



ãäÈÚ

مشخصات



همین الان یه سرباز میاد اومد دم در یه سری نامه اورد واسه بابا ، من.رفتم جلو در ، خب باید اسم  تحویل گیرنده رو بنویسه پای برگه ی دیگه و انگشتم بزنه تحویل گیرنده ؛ همچین با موتور چسبیده بود پشت در ، درو باز کردم ترسیدم ، حالا ببینید چی به من میگه :

-سلام خانم .

+سلام .

-چه نسبتی با اقای فلانی داری؟

+دخترشم  .

-اسمت ؟

+راحیل.

-چیییی؟!

+رااااحیییلللل.

-راحیل اسم دختره ؟!!

+بله . فقط گفتم بله چون حال حرف زدن نداشتم باهاش ،اخه بگو مگه منو نمیبینی که میپرسی اسم دختره یا پسر؟ ! جلوش ایستادما بعد میپرسه اسم دختره یه پسر!!

-چند سالته؟!

+بله؟

-اینجا رو انگشت بزن و چند سالته ؟!

+انگشتم زدم تو استامپ و انگشت زدم پای برگه رو  و گفتم از کی تا حالا سن تحویل گیرنده رو میپرسن ؟!

-هول شد ، چون اصلا نیازی نیست سن دقیق تحویل گیرنده رو بدونی ، فقط بچه نباشه . گفت قانونه باید بپرسم ؟!

+گفتم اهان امروز صبح این قانون رو تصویب کردن ؟! 

-گفت خداحافظ ، برگه هارو بده پدرت !

خیلی دلم میخواست بگم نه پس میبرم میدم صاحب اون سوپر مارکت سر خیابون ! منتهی حوصلشو نداشتم و نباید رو داد . سر باز صفر بود میخواست منو بپیچونه ؛ من خودم استاد پیچوندنم بابا تو ی بچه میخوای منو با قانونا من در اوردیت بپیچونی؟! خیلی هول شد بنده خدا ! سنمو نیاز نبود بپرسه فضولی خودش گل کرده بود ! نمیدونم فکر کنم قیافم یکم بچه میزد !

به هر حال ؛با این مدل قانونای من دراوردی  سعی در پیچوندن کسی نکنید ، ممکنه هز قانون سر در بیاره اینطوری گیر کنید که چی بگید !!.



ãäÈÚ

مشخصات



                             ما زنده به آنیم     که دیوانه بمانیم .



+ دوسه تا پستام پرید .

یه مدت نباید باشم ؛ ولی نمیتونم نباشم ، یعنی وقت ندارم که باشم ولی بازم هستم ! باید کمتر باشم ، باااااایددد.





ãäÈÚ

مشخصات



الان یکم زمان دارم واسه استراحت .

یکی از بچه ها یه فیلم.فرستاد برام ، یه پسر 4 ساله بود با یه کیف لباس ایستاده بودتوخیابون  ، یه اقایی پرسید چرا اینجا ایستادی ؟ گفته بود بی ادبی کردم باباییم با لباسام گذاشتم اینجا گفت یکی بیاد برداره ببرتت ! مرده گفت خواهر برادر داری؟! گفت ابجی که دارم با یه دونه داداش محمدم دارم من اینام لباسامه ! گفت همش لباسه ؟! بچه گفت اره نگا باباییم خریده ! همش لباسامه . اینقدر ناز بود اصن خوردنی ! پدرش حتما همون دو برا ایستاده بود ولش که نمیکنن به امون خدا ، ولی این تربیت کردن درست نیست اخه چطوری دلش اومد بچه 4 ساله رو اینطوری تنبیه کنه ؟! حالا بچه هم ریلکس به مرده گفت منو میبری فلان خیابون  اقاهه گفت اره عزیزم میرسونمت !

حالا باباش هیچی چون مردا وقتی لج میکنن بخدا از بچه 2 ساله لجباز تر میشن ! بعضیاشون البته ؛ مامانش چطور دلش اومد ، اینقد ناز بو و چلوندنی از اینا که ادم هی دلش میخواد یهو بغلش کنه و وادارش کنه هی شیرین زبونی کنه . این تربیت کردن اشتباه بچه چهارساله رو هزار تا ادم.مریض تو خیابون هست که ممکنه اذیت کنه  .مامانش چه دلی داشتااااا.

فکر کنم جای مامانش بودم یه ثانیه ام نمیذاشتم  از تو بغلم جم بخوره ! چطوری دلتون.میاد اخه ؟! هر کاریم که بکنه بچه است !

خیلی بانمک بود ..

+حالا من ازاین پستا میزارم در باره بچه ها بعضی دوستان عصبی میشن یه چیزایی میگن که نمیشه ثبت کرد !

آروم باش آقا ، آروم ... :)


ãäÈÚ

مشخصات



 کارام بهم ریخته حسابی کلافم ...

بهم  ریختم و دلم تنگ شده برای حضور ارامش بخش برادر بزرگتری که دیگه نیست ... ! 

دلم تنگ شده براش ... 

خیلی خیلی بهم ریختم همه جوره ..

نمیدونم کی خوب میشم..

+ دل من گرفته زین جا ،

-هوس سفر نداری؟! زغبار این بیابان ؟! 

چرا دارم خیلی هم دارم  و میرم و ..

+ این در باره ی برادر بزرگترم نیست ؛ چون برادر بزرگتری نداشتم و ندارم اصلا ! 

حال الانمه :

بهم ریختم ؛ چقدر پیر شده بود ؛ عذاب کشیدم با دیدنش ! 

همیشه به همین خاطر طفره میرم از رفتن پیشش و یه سری دلیل دیگه ... اما امروز دیدمش اتفاقی؛ سلام کردم و جواب داد و خیره شد بهم ؛ منم، البته نفهمیدم نگاهشو ، شاید میخواست بگه دلش تنگه یا انتظار داره مثل قبل فقط من کوتاه بیام و غرورو بذارم کنار ،شایدم میخواست بگه.نرم!شایدم میخواست تصویرمو تو ذهنش ثبت کنه و ثبت کنم چون میدونه دارم میرم، میرم خیلی دور برای یه مدت خیلی خیلی زیاد و به اجبار ؛ اجبار هم برای من و هم برای اون ، ولی میتونست بگه تا حداقل این مدت کمی که هستم هردومون مثل خییلی قبل بشیم ولی نگفت چیزی ! ، سعی کرد گریه نکنه ، بالاخره غرور دیگه ... ولی من گریم گرفت ، دلم.میخواست بغلش کنم ،.محکم محکم محکم .. مثل قبلا، ولی من ادم.قبل نبودم ... اونم نبود ... خودش خواست .. میدونم و میبینم دلش تنگه خیلی ، بالاخره یه عمری پیشش بودم ! 

چند وقت د یگه میرم از اینجا ؛ چند ماه دیگه ، سختشه خیلی خودمم سختمه ؛ نمیتونه اروم بگیره ؛ داره مثل منی که دوسش داشتم و دارم ولی اون اندازه من دوسم نداشت روز هارو میشمره ، شکسته شده خیلی ؛ خیلی بهم ریختم با دیدنش ؛ من قدرشو میدونستم ؛ اجازه نمیدادم ذره ای ناراحت بشه از من ، ولی خودش نخواست ؛ قدرشو نمیدونه و همین شکستش کرده ؛ کار زیاد شکستش کرده ولی کی قدر بدونه !؟ کی بگه نه استراحت کن !؟ کی بگه منم کار میکنم تو پیر نکن خودتو ؟! نمیگه بهش !

فقط بخاطر پولش میخواننش ؛ وقتی نداشت من  دوسش داشتم ! از وقتی داشت اونا خواستنش و اونم منو نخواست و اونا رو خواست ، خیلی وقته نزدیک زندگی میکنیم و دوریم خیلی از هم ، به قدری که شاید گاهی هر دو منتظر یه حرکتیم از طرف مقابل ولی حتی سلامم نکنینم بهم .! من چند بار غرور و گذاشتم کنار و پیشش بودم ولی نخواست ؛ نخواست منو نخواست ، گفت مستقیم گفت  ؛  هست پیشم ولی نمیخوام ! منم تا یه حدی میتونم ! 

دلتنگیشو میبینم و دلم تنگه که برم بغلش کنم ؛ شوخی کنم مثه قبل ؛ .ببوسم ، محبتشو حس کنم ، موهامو شونه کنه مثل خیییلی قبل ! ولی نمیشه ؛ چون نمیخواد ؛ چون  فرمونو داده دست کسایی که واسه پولش میخوانش !  

چند ماه دیگه میرم ؛ و میدونه و داره روزارو میشماره ، هرروز حساب میکنه چند روز دیگه مونده به زمان رفتنم ؛ تا الان هر طوری بود جلومو گرفت ولی الان دیگه نمیتونه ! واسه همین نا ارومه مثل من ! 

شکسته شده خیلی ! دوسشون داره ولی اونا پولشو دوسدارن ! وقتی نداشت دوسش داشتم و دارم و خودشم میدونه ولی..

خیلی دورم ازش ، نزدیک زندگی میکنیم ولی دوریم.از هم ؛ دوسش دارم مثل قبل ؛ ولی اونم مثل قبله نسبت به من دوسم.داره ولی خوشش نمیاد ازم ! اره عجیبه ولی دلیل داره ..

اگه چیزیش بشه  نابود میشم ، داغون میشم ... اذیت شدم با دیدنش خیلی خیلی خیلی زیاد ! اشکم  در اومد با دیدن شکسته شدنش و لعنت بهتون که قدرشو نمیدونین و پولشو میخوایین فقط! لعنت به همتون ..به همتون..به همتون ..

حیف شد این وقتی که بودم  و دور بودیم ؛ دارم میرم دیگه نیستم وکاریش نمیشه کرد ! خودشم میدونه واسه همین نا ارومه و نا ارومم ولی میرم ! چند ماه دیگه ! میتونه بیاد اگه بخواد ..

دارم میرم و میترسم بگن نبودی و نینودی پیشش تا مرد !شایدم من زود  تر بمیرم از کجا معلوم ! ولی میترسم ، خیلی .. اونا که نمیفهمن خودش نمیخواد ؛ منم یه توانی دارم ،چقدر برم و غرورمو ندیده بگیرم و بد برخورد کنه و نخوادم و بیمحلی  کنه و برگردم با حال خراب و حداقل چند روز بعدش سر حال نشم ؟! چند بار ؟!!! نمیتونم من ، دیگه نمیتونم . نمیتونم نمیتونم چطوری بگم نمیتونم ...

میدونم دلش تنگه مثه من ولی نمیگه ؛ میدونه مجبورم برم ولی نمیگه حداقل این مدتی که هستم مثل قبل باشیم .نمیفهمم ، فقط کافیه اشاره کنه میشم مثه خیلی قبل ، میخواد چون میدونه.میرم ؛ ولی نمیگه ..  شایدم بگه چون میبینم.نا ارومه خیلی خیلی زیاد ! هی گاهی به حرکتایی میکنه .. ولی ..

ولی خب...

خیلی دلم تنگه واسه کسی که نزدیکمه ولی دوره ازم ....

و این بد عذابیه ...

میفهمین چی میگم ؟! کسی میفهمه منو ؟! 

لطفا ! 

بهم ریختم ؛ بد جوری بهم ریختم .....



ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://kanoomdoctor.blogsky.com/1397/02/08/post-56/کلافم
  • کلمات کلیدی: خیلی ,میرم ,ریختم ,میدونه ,نخواست ,تنگه ,خیلی خیلی ,دوسش داشتم ,خیلی زیاد ,خودشم میدونه ,واسه همین ,نزدیک زندگی میکنیم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


برای کم سن ها نیست ؛ نخونن!

ایستاده بودیم با چنتا از بچه ها ، یکیشون مامایی میخوند . گفت یه خانمه بود روستایی بود بنده خدا ، فکر میکرد اگه بخواد فارسی حرف بزنه نباید بگه ماما ،باید بگه مامان! 

اومد به یکی از بچه ها گفت ببخشید شما مامانی؟! دوستم گفت ، من؟! نه خانم من مجردم! خانمه گفت خب باشه میگم شما مامان هستی؟! دوستم گفت خانم محترم دارم میگم مجردم مامان نیستم من ! خانمه باز گفت ؛ خب باشه مجرد باش چه ربطی داره میگم مامان شمایی یا نه ؟! دوستم عصبی شد گفت که خانم من مجردم ، شوهر ندارم بچم کجا بود ؟! والا نه حضرت مریمم نه میتونم بکر زایی کنم ! ( بکر زایی یعنی تولید مثل بدون وجود جنس نر ، در انسان امکان پذیر نیست ، جنس ماده بعضی موجودات میتونه ).

خانمه گفت ، چی میگی دختر ؛ دخترم بچشه ، گفتن باید مامان بیا بالاسرش!

منظورش ماما بود بنده خدا .

یه دختر دیگم بود ؛ این با خودم برخورد داشت ، میخواست بگه روم نمیشه فلان چیزو بگم ، فکر کرد اگه بخواد بدون لهجه حرف بزنه نباید بگه رو ، گفت والا خانم صورتم نمیشه بگم !!

اصن زشت نیست که لهجه دارین ،خیلیم شیرینه ؛ نمیدونم چرا سعی میکنن فارسی حرف بزنن ، نه مسخره است نه زشته ، هر جور ادم راحته باید حرف بزنه ، خیلیم قشنگه ..!

+به خودم در مقابل چنتا دکتر نگاه کردم ، موافق شدم با همکار ؛ گفت بود بهم تو هنوز جوجه ای!

راست گفت..

+از فردا حتما یه نظمی به غذا خوردنم میدم ؛ داغون کردم جسممو با این مدل غذا خوردن !


ãäÈÚ

مشخصات



من باید برسم به چیزی که میخوام ، اون جایگاه رو میخوام و برای منه .

کار اسونی نیست ؛ هدف کوچکی نیست،خیلیها نتونستن و یکیشم استاد خودمه ؛ با این همه که علمش بالاتر و بیشتر از منه ولی نتونست ؛به من میگه تو میتونی  و من میتونم !

باید برسم به اون چیزی که میخوام ، به هدفم ، به اون جایگاه و اون صندلی که برای منه ! میخوامش ، شده از تمام زندگی و تفریح و استراحتم بزنم باید بهش برسم و زندگی من در واقع بعد از اون شروع میشه ، کار کوچکی نیست و مثله توپ صدا میکنه اگر موفق بشم  که میشم حتما ! 

خیلیا رو میشناسم و میبینم که ارزوشونه نتونم و موفق نشم ، من موفق میشم و اون موقع میخندم به ریش همشون ، همه اونایی که گفتن نمیتونه ؛من اگر برسم بهش بعدش زندگی میکنم ، عشق میکنم  عشششق ! 

میخوامش ، باید برسم بهش و میرسم ، اینکه اینجا رو نمیزارم کنار و میگم بهش معتاد شدم بهانست ؛ وگرنه برای منی که به راحتی نزدیک.ترین ادمای زندگیمو کنار گذاشتم ، کنار گذاشتن یه وب کاری نداره . فکر کنم ارش بداخلاق ، همین همکار متوجه این موضوع شده  باشه ، بهم گفت بهم بگو استاد ، خیلی چیزا یاد گرفتم ازش دو سه بار خیلی بد اخلاق شد و دعوام کرد ولی عوضش چنتا اخلاق بچه گونه رو از سرم انداخت ،و مرسی از این بابت ارش خان . البته از اولم خیلی متفاوت با دخترای هم سنم بودم ولی خب همکار هم باعث  شد این تفاوت بیشتر بشه . خیلی بیشتر شاید ؛ بازم مچکرم همکار نه ببخشید استاااد!

دوتا استادام خیلی کمک کردن و لطفشونو فراموش نمیکنم و همچنین پدر و مادرم . جبران میکنم .  یه اخلاق خوبی که دارم اینه که لطف کسی رو فراموش نمیکنم ؛ هرچند کوچک  و قسمت بدشم اینه که ازار کسی رو هم فراموش نمیکنم  و البته تلافی میکنم .

بهر حال باید برسم بهش و میرسم و از اون زمان به بعد زندگی من شروع میشه و سراسر لذت  ! از نظر خیلی ها زحمته ولی برای من لذته ...

باید بتونم و میتونم ...



ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://kanoomdoctor.blogsky.com/1397/02/06/post-52/خودِ-من-
  • کلمات کلیدی: خیلی ,برسم ,زندگی ,اخلاق ,همکار ,موفق ,باید برسم ,فراموش نمیکنم ,شروع میشه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


یه چیزی رو روشن میکنم براتون ؛ نه که مهم باشید ولی میخوام بدونید تا چه حد تفکراتتون احمقانست !

اولاً شما حق توهین به هیچکس از هیچ دین و مذهبی رو نداری، دوماً من خیلی هم راضیم و خوشم میاد از اسمم و مشکلی هم ندارم باهاش،بله اسم من راحیل، یه اسم یهودیه به معنای پاک و منزه از گناه و نام یکی از فرشتگان خداونده ؛ قصد ندارم عوضش کنم و مشکلی هم ندارم باهاش؛ اتفاقا اسم  قشنگیه که کم شنیده شده و تک و خاصه ! 

مسلمان هستم درسته ؛ ولی مشکلی هم با اسمم ندارم و ادمای بیشعوری مثل شما  هاهم نه اهمیت میدم و نه میبینمشون ؛ متاسفم برای افکار احمقانتون ؛ ما همه انسان هستیم باعقاید متفاوت  ؛نمیدونم چرانمیخوایید اینو بفهمید . برتر بودن به دین و مذهب نیست به اینکه چقدر انسانیت داری و دست چند نفررو گرفتی تا الان ؛ برتر بودن یعنی بتونی چشمتو ببندی رو دین ایین و مذهب و نژاد و ملیت و .. و اونی که ضعیفه و نیاز داره به کمکت کمک کنی و انسانیت داشته باشی.  این خود خدایی که ادعا میکنید میپرستیدش گفته ..


یهودی و مسلمان و مسیحی  و... هیچ کس حق توهین به کسی به خاطر اعتقاداتش رو نداره ، نمیفهممتون میگین از مسیحی ها خوشمون نمیاد چون فلان اعتقادو دارن ؛ خب به تو چه ربطی داره .

خیلی احمقانست این که یکی به ادم بدی نکرده بعد برگردی بگی به خاطر اعتقاداتش بدم میاد ازش ! 

کاش ؛  نابود بشه این تفکرات احمقانه ..




ãäÈÚ

مشخصات



سلام بر مخاطبان گرامی خودم !

بچه ها واقعا گرفتارم نمیرسم بیام اینجا ؛ فقط بخاطر پاسخ دادن به نظرات شما میام ؛ مجبورم نظرات رو ببندم که دیگه  واسه همونم.نیام واقعا گرفتارم .

معذرت اقای خاص وب من ! باید ببندم نظرات رو .

+ کاری چیزی بود پیغام بذارید ؛  هر چند وقت یه بار چک.میکنم ، اگه تونستم پاسخ میدم .

خیلی گرفتارم.نمیدونم کی دوباره میتونم بنویسم ؛ چون چند وقت دیگه دارم میرم گرفتاریم بیشتر شده ، به همین خاطر باید اینکارو کنم ..

بهر حال باز میگردیم ... 

موفق و سلامت باشد !



ãäÈÚ

مشخصات



 پسر دوست مامانم چند سال بزرگتره از من ،عاشق پزشکی بود زمانی که کنکور داد قبول نشد ؛ اگه گفتین الان چیکارست ؟! خودم میگم خلبانه ! رفته خلبان شده!

برم یکم خجالت بکشم من ؛ بچه مردم رفته خلبان شده کلی درسای سنگین تر از من ، بعد من دارم اینجا نق میزنم !

برم.خجالت بکشم ، ولی تعجب کردم خیلی ؛ فکر نمیکردم !!


ãäÈÚ

مشخصات



وقتی حالم خوب نیست مینویسم در بارش ولی موقته ؛ بعد پاک.میکنم ! اینطوری راحتم .

خلاصه میگم :

کلافم چون بهم ریخته کارام و خودم .

بهم ریختم چون پیر شدن یکی از ادمای نزدیک.زندگیمو دیدم ، بعد یه مدت دیدمش خیلی پیر شده حالم گرفت و اذیت شدم ، چند ماه دیگم میرم میدونه و ناراحته و منم ناراحتم یه جورایی دلش تنگ شده برام و دلم تنگ شده براش نزدیکمه ولی  دوریم از هم ..( یه خانم منظورمه ؛ مادرم  منظورم نیستا)

خلاصه اینکه رو به راه نیستم یکم ...



ãäÈÚ

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل